امممم از کجا شروع کنم .
اخر هفته ، هفته ی پیش متاسفانه خونه عموم اینا سوخت بعد زن عموم صورت و دستاش سوخت خیلی ناراحت شدم . اومدن خونمون زن عموم هم گذاشتن بیمارستان اهواز خدارو شکر حالا بهتر شده . شنبه هفته دیگه مرخص میشه .خونه شون اکثرا سالم مونده فقط یه اتاق خیلی داغون شده . القصه که زن عموم لباسا رو گذاشته رو بخاری و صبح عموم یه صدای جیز و ولیز میشنوه بیدار میشه می بینه اتاق جفتی داره می سوزه . عموم بخاری رو از برق میکشه و میره کپسول بیاره . دختر عموم میره شلنگ بیاره و زن عموم تو این فاصله با پتو میره تو اتیش که بخاری رو از برق بکشه ( نمی دونست عموم از برق کشیده ) و می سوزه و .
این هفته هم که درگیر امتحان های پیش نوبت بودم . امروز امتحان ریاضی داشتم که تعطیل شد
باروون چه قدر قشنگ زد . ولی من ناراحتم برای مردمی که خونشون زیر اب رفت . فکر کنید مادر من عااااشق بارون امروز گفت خدا کنه امروز نباره وگرنه اینبار همه میریم زیر اب . حالا جالب اینجاست که با این بارونه کارون پر نشد . بارون فوق العاااااده شدیدی بود . در حدی بعضی جا ها تا یک متر اب ارتفاع داشت . فاضلاب ها همه زدن بالا خدا رو شکر محله ما خوب بود زیاد پر اب نشد .
راستی شروع کردم ورزش اسپینینگ ( با دوچرخه ثابت تو خونه ) خیلی خوبه . کلا ورزش دوست دارم . کتاب خانم دات فایر رو خوندم و اخرش کلی گریه کردم . می خوام مجموعه کتاب های هفت گانه ی کلید پادشاهی رو هم شروع کنم . اگه هم شد برم کتابخونه ببینم جلد دوم کتاب خوب های بد بد های خوب چاپ نشده ؟؟ البته با این وضع اب گرفتگی باید یه هفته صبر کنم . باید تکالیف زبان رو هم انجام بدم . و البته مهم تر از این هااااا درس های مدرسه . باید بشینم یه برنامه ریزی درست حسابی بریزم که به همه چی برسم .
راستی یکشنبه رفتم مسابقات قران خیلی خوب بود بعد برگشتنی ناظممون ما رو بستنی مهمون کرد . با دوتا از همکلاسی هام که اون ها هم تو مسابقات بودن از ساعت 7 صبح تا تا5عصر مدرسه بودیم البته به علاوه ی بچه های که از بقیه کلاس ها بودن کلا خوش گذشت دیگه که سلامتی
خدا یار و نگهدارتووون
عموم ,هفته ,خیلی ,البته ,کتاب ,میره منبع
درباره این سایت